تبليغاتX
خط خطی
سلام فروغ جان می دانم نامه دوست داری این را با خواندن نامه هایت که به پرویز خان نوشته بودی فهمیدم.لطفا به دل نگیر من نه حوویت هستم که نامه های تو را از کشوی شوهر مرحوممان برداشته باشم و نه عروست که کامی اقا نامه ها را به من داده باشد.بلکه این نامه ها را جناب آقای عمران خان عزیز و مثل شما مرحوم به چاپ رسانده اند.نم دانم می دانی یا نه !؟

خلاصه از آن جایی که فکر نمی کنم احساسات مرده آدم با زنده اش زیاد فرق کند .برای همین تصمیم گرفتم برایت هر از چند گاه در این پاییز و زمستان -که بدجور بوی تو را می دهد -نامه بنویسم!

فروغ جان دیروز که کتابخانه را مرتب می کردم دیدم تو کنار حسن منزوی افتاده ای...از آن طرف شاپور خان هم با گربه و ماهی و موشهایش افتاده کنار سیمین خانم بهبهانی ؛ابراهیم خان گلستان هم افتاده کنار میلان کندرا ...خلاصه احساس بدی به من دست داد ...تو را برداشتم و کنار شاپورت گذاشتم و ابراهیم را بعد از تو یعنی با این ترتیب

پرویز شاپور-فروغ فرخزاد-ابراهیم گلستان

امیدوارم راضی باشی و در آن دنیا از دست روح سرگردانت خلاص شده باشی یا نه از دست جسمت راحت و کلا روح سرگردان شده ای ..فروغ جان منتظر جواب نامه ات هستم.


+ نوشته شده در شنبه 30 آبان1388ساعت 4:28 بعد از ظهر توسط سین-جیم |




آنچه که ما از همدیگر می دانیم فقط خاطره ما از لحظاتی است که همدیگر را می شناختیم.

از آن زمان تا کنون تغییراتی داشته ایم ....در هر دیدار ما غریبه ای را ملاقات می کنیم.


                                                                                   با کمی دست بردگی تی.اس.الیوت                                        
+ نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 11:33 قبل از ظهر توسط سین-جیم |

وقتی به کسی نگاه می کنی فقط درصدی از آن چیزی که هست را می بینی و اگر بخواهی بیشتر ببینی همه چیز را خراب می کنی.

                                                 My life without me




         

 

+ نوشته شده در شنبه 18 مهر1388ساعت 11:32 قبل از ظهر توسط سین-جیم |

آه آری بیش از اینها می توان خاموش ماند
+ نوشته شده در دوشنبه 6 مهر1388ساعت 6:11 بعد از ظهر توسط سین-جیم |

سهم من این است و من مدام یک ملاقه بیشتر می خواهم.

                                                                         (فروغ+من)

فاصله تجربه ای بیهوده است و نزدیکی گاه تجربه ای بیهوده تر.

                                                                           (شاملو+من)

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 25 شهریور1388ساعت 4:37 بعد از ظهر توسط سین-جیم |


امسال تازه می ره کلاس دوم؛دندانهای جلوشم افتاده و قیافش حسابی خنده دار شده؛

گفت:میای منچ بازی؟

گفتم:آره!

رفت که منچش را بیاره.دو دقیقه بعد از در وارد شد و صفحه کاغذی منچ را گذاشت روی زمین  و مهره های کوچیک و رنگی را ریخت روی صفحه و گفت:کدومش را می خواهی ؟

تاآمدم یکی از مهره ها را بردارم ،مهره سبز را بلند کرد و گفت:این که همیشه منم!

گفتم:چرا؟!

ابروهایش را بالا انداخت و گفت :خب دیگه؛چون من موسوی ام!

منچ بازی مان تموم شد ؛بازی را برد مهره ها را جمع کرد و صفحه را زیر بغلش زد و گفت :دیدی موسوی برد!

دهنم باز مونده بود!!!!



+ نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388ساعت 12:48 بعد از ظهر توسط سین-جیم |

 

یک پایان تلخ از تلخی بی پایان بهتر است.

بروید درباره الی را ببینید در این وانفسا!

+ نوشته شده در یکشنبه 25 مرداد1388ساعت 12:57 بعد از ظهر توسط سین-جیم |

 

ما می ترسیم اما....

                 http://saiesard.blogfa.com/

+ نوشته شده در شنبه 10 مرداد1388ساعت 2:43 بعد از ظهر توسط سین-جیم |

نه به خاطر آفتاب،

نه به خاطر حماسه،

به خاطر سايه‌ی بام کوچک‌اش

به خاطر ترانه‌ای کوچک‌تر از دست‌های تو

به خاطر پرستويی در باد

هنگامی که تو هلهله می‌کنی،

به خاطر شبنمی بر برگ

هنگامی که تو خفته‌ای،

به خاطر يک لبخند

هنگامی که مرا در کنار خود ببينی،

به خاطر يک سرود

به خاطر سنگ‌فرشی که مرا به تو می‌رساند

نه به خاطر شاه‌راه‌های دوردست،

به خاطر تو

به خاطر هر چيز کوچک و

هر چيز پاک

به خاک افتادند،

به ياد آر،

عموهایت را می‌گويم…

                                        شاملو

 

 

صحبت از پژمردن یک برگ نیست

 
وای! جنگل را بیابان می کنند


دست خون آلود را پیش چشم خلق پنهان می کنند


هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا


آنچه این نامردمان با جان انسان می کنند

                                            فریدون مشیری

 

+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 3:15 بعد از ظهر توسط سین-جیم |

از آسمان باران می بارد ....برف می بارد ....ستاره می بارد ....

این جا کجا است که تکه های آهن و پاره های خاکستر شده عمر آدمی از آن می بارد؟

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 31 تیر1388ساعت 1:0 بعد از ظهر توسط سین-جیم |